اشتباهات رایج رهبران ایمنی و راهکارهای اصلاح آن
اشتباهات رایج رهبران ایمنی و راهکارهای اصلاح آن
با وجود سرمایهگذاری میلیاردی در برنامههای ایمنی، میزان حوادث شغلی همچنان به طرز نگرانکنندهای بالا است. سازمان بینالمللی کار (ILO) گزارش میدهد که سالانه ۲.۹ میلیون نفر به دلیل حوادث و بیماریهای شغلی جان خود را از دست میدهند، در حالی که آسیبهای غیرکشنده سالانه ۳ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی خسارت وارد میکند. با این حال، بسیاری از رهبران ایمنی به جای بازنگری در رویکرد خود، همچنان به استراتژیهای قدیمی متکی هستند—تمرکز بیش از حد بر انطباق با قوانین، نادیده گرفتن عوامل انسانی، و فاصله گرفتن از واقعیتهای محیط کار.
در اینجا به مهمترین نقاط ضعف رهبری ایمنی و تغییرات ضروری در این حوزه پرداختهایم.
۱. اشتباه گرفتن انطباق با ایمنی
بسیاری از سازمانها انطباق با مقررات را مترادف با ایمنی واقعی میدانند. آنها موفقیت را با تعداد چکلیستهای تکمیلشده میسنجند و تصور میکنند رعایت قوانین به طور خودکار منجر به کاهش حوادث میشود. اما دادهها چیز دیگری میگویند:
✔ یک تجزیهوتحلیل توسط شورای ملی ایمنی آمریکا (NSC) نشان داد که ۶۲٪ از شرکتهایی که سوابق انطباق قوی دارند، همچنان با حوادث ایمنی جدی مواجه هستند.
✔ در صنعت هوانوردی، اداره هوانوردی فدرال (FAA) گزارش داد که ۷۴٪ از خلبانانی که در سقوطهای غیرمرگبار دخیل بودند، هیچ تخلف قبلی نداشتند—این نشان میدهد که رعایت قوانین، ایمنی را تضمین نمیکند.
رهبران ایمنی باید از رویکرد واکنشی به رویکردی پیشگیرانه تغییر جهت دهند—به جای پاسخ به الزامات قانونی، باید به دنبال شناسایی و حذف ریشههای خطر باشند. شرکتهایی مانند بوئینگ و BP این درس را زمانی آموختند که دیگر دیر شده بود، چرا که فرهنگ پیروی از قوانین، مشکلات عمیقتری را در سیستمهای آنها پنهان کرده بود.
۲. توهم صفر حادثه
بسیاری از رهبران ایمنی، ایدهی “صفر حادثه” را ترویج میکنند—هدفی تحسینبرانگیز اما فریبنده. واقعیت این است که در صنایع پرخطر، دنبال کردن این هدف، بیشتر منجر به کاهش گزارشدهی حوادث میشود تا کاهش واقعی خطرات.
یک مطالعه در مجله علمی ایمنی (Safety Science) نشان داد که در سازمانهایی با سیاستهای “صفر حادثه”:
✔ ۴۱٪ از کارکنان اذعان داشتند که تخلفات جزئی ایمنی را به دلیل ترس از مجازات گزارش نمیکنند.
✔ ۳۵٪ از کارکنان احساس فشار میکردند که دادههای حوادث را دستکاری کنند تا ظاهر ایمنی بینقص حفظ شود.
سیدنی دکر، متخصص برجسته ایمنی و فاکتورهای انسانی، هشدار میدهد:
“یک فرهنگ ‘صفر حادثه’ اغلب به معنای ‘صفر یادگیری’ است. اگر هر خطایی را مجازات کنیم، نشانههای اولیه شکستهای بزرگتر را از دست خواهیم داد.”
به جای اهداف غیرواقعی، رهبران ایمنی باید فرهنگ یادگیری را ترویج کنند. جایی که کارکنان بدون ترس از انتقامگیری، حوادث و نزدیک به حادثهها (Near Misses) را گزارش دهند.
“یکی از مشتریان ما با مشکل گزارشدهی پایین مواجه بود. پس از اجرای برنامههای آموزشی و تغییر رویکرد به ایمنی یادگیرنده، میزان گزارشدهی شبه حوادث از سوی کارکنان و مدیران ۴۰٪ افزایش یافت و در نتیجه آن تعداد حوادث ۳۰٪ کاهش پیدا کرد.”
۳. نادیده گرفتن عامل انسانی
بیشتر برنامههای ایمنی فرض میکنند که انسانها همیشه منطقی و بینقص عمل میکنند. اما در واقعیت، تصمیمگیریها تحت تأثیر خستگی، تعصبات شناختی و فشار اجتماعی قرار دارند. دادهها نشان میدهند:
✔ کارکنانی که کمتر از شش ساعت خواب دارند، ۷۰٪ بیشتر در معرض خطر وقوع حادثه قرار دارند (دانشکده پزشکی هاروارد).
✔ فشار همکاران باعث میشود ۴۵٪ از کارکنان، گاهی اصول ایمنی را نادیده بگیرند (مطالعه ۲۰۲۳ مؤسسه کمبل).
به جای سرزنش کارکنان بابت عدم رعایت مقررات، رهبران ایمنی باید سیستمهایی را طراحی کنند که محدودیتهای انسانی را در نظر بگیرند. این یعنی:
✔ سیستمهای پایش خستگی برای صنایع شیفتی
✔ ابزارهای پشتیبان تصمیمگیری در لحظه، به جای دستورالعملهای پیچیده
✔ آموزشهای مرتبط با ایمنی روانی برای تشویق به بیان مشکلات
۴. غفلت از ایمنی روانی
در محیطهایی که کارکنان از بیان اشتباهات خود میترسند، خطرات ایمنی افزایش مییابد. یک نظرسنجی مؤسسه گالوپ نشان داد که در سازمانهایی با سطح پایین ایمنی روانی:
✔ ۵۷٪ از کارکنان تخلفات ایمنی را مشاهده کردهاند اما گزارش ندادهاند.
✔ میزان آسیبهای شغلی ۴۲٪ بیشتر از سازمانهایی بود که ایمنی روانی بالایی داشتند.
فاجعهی دیپواتر هورایزن در سال ۲۰۱۰ نمونهای واضح است. مهندسان مشکلات جدی را قبل از انفجار تشخیص داده بودند اما به دلیل فشارهای مدیریتی، سکوت کردند.
امی ادموندسون، استاد دانشگاه هاروارد و متخصص ایمنی در محیط کار، میگوید:
“ایمنی روانی به معنای مهربانی نیست—بلکه به معنای ایجاد فرهنگی است که در آن افراد احساس امنیت کنند تا ریسک کنند، اشتباهات را بپذیرند و مفروضات را به چالش بکشند.”
۵. در نظر نگرفتن ایمنی به عنوان یک اولویت تجاری
ایمنی اغلب به عنوان یک واحد مستقل و جدا از استراتژیهای کسبوکار تلقی میشود. اما موفقترین شرکتها ایمنی را در تمام تصمیمات رهبری خود ادغام میکنند.
نمونهی بارز: شرکت دوپونت، که زمانی یکی از خطرناکترین شرکتهای شیمیایی جهان بود، با مسئولیتپذیری مستقیم مدیران اجرایی در قبال شاخصهای ایمنی، تحول یافت. نتیجه؟ کاهش ۹۷٪ آسیبهای شغلی طی سه دهه.
این رویکرد مستلزم:
✔ ادغام مسائل ایمنی در جلسات هیئتمدیره، نه فقط جلسات عملیاتی
✔ ارتباط دادن پاداش مدیران با عملکرد ایمنی، نه فقط نتایج مالی
✔ استفاده از تجزیهوتحلیل پیشبینانه برای شناسایی خطرات، به جای واکنش به حوادث گذشته
چه چیزی باید تغییر کند؟
شکستهای ایمنی ناشی از کمبود قوانین نیستند—بلکه ریشه در مدلهای رهبری سنتی دارند که رفتار انسانی را نادیده میگیرند، گزارشدهی را سرکوب میکنند و به جای بهبود واقعی ایمنی، به نمایشهای ظاهری متکی هستند.
برای اصلاح این روند، رهبران ایمنی باید:
🔹 از ایمنی مبتنی بر انطباق به سمت ایمنی مبتنی بر یادگیری حرکت کنند.
🔹 به جای شعارهای “صفر حادثه”، فرهنگ گزارشدهی شفاف را ترویج دهند.
🔹 عوامل انسانی مانند خستگی، تعصبات شناختی و فشار اجتماعی را در نظر بگیرند.
🔹 ایمنی روانی را تقویت کنند تا کارکنان بدون ترس از عواقب، مسائل را مطرح کنند.
🔹 ایمنی را به عنوان یک اولویت تجاری در نظر بگیرند، نه یک کار اداری.
هزینهی اشتباه در این زمینه با جان انسانها، آسیبهای اعتباری و میلیاردها دلار خسارت اقتصادی اندازهگیری میشود.
سؤال واقعی این است: آیا رهبران ایمنی امروز، شجاعت لازم برای بازنگری در رویکرد خود را دارند؟
“اگر به دنبال تغییر واقعی در فرهنگ ایمنی سازمان خود هستید، ایمن فیدار ساوا با مشاوره تخصصی و آموزشهای نوآورانه در کنار شماست. جهت مشاوره رایگان، با ما تماس بگیرید.”
